خورشاه بن قباد الحسينى

126

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

قورچيان ملازم ركاب ظفرانتساب بودند ، از جمله ششصد و بيست نفر قورچى بودند و باقى امرا و لشكريان ايشان . حضرت شاه عالميان به مجرّد رسيدن ، حصار وسطان را كه در آن اوقات روميان گرفته بودند به محاصره گرفت و نزديك به آن شده بود كه صورت فتح و ظفر در آينهء مراد جلوه‌گر آيد كه در آن اثنا آوازهء ياغىگرى سام ميرزا شيوع پذيرفته اهل قلعه فرياد كردند ( كه سام ميرزا در هرات ياغى شد و خواندگار او را پسر خواند و مملكت عجم را به دو ارزانى داشت . حضرت شاه خلافت‌پناه در جواب فرمودند كه من هم ذو القدر اغلى را پسر گفته بودم او با من چه وفا كرد كه سام ميرزا با خواندگار بكند . من با سام ميرزا « 1 » نيكى كرده‌ام ، اگر او قطع صلهء رحم كند و در مقابل بدى نمايد حوالهء او را به خدا كردم . بعد از اين خبر ، امرا و اركان دولت صلاح در معاودت ديدند ؛ رايات نصرت آيات از ظاهر حصار وان كوچ كرده به طرف تبريز روان شدند ) . « 2 » ذكر نهضت نمودن والى روم نوبت دوم به جانب عراق و معاودت فرمودن « 3 » بىنيل مراد سبب نهضت خواندگار « 4 » نوبت دوّم به طرف تبريز آن شد كه چون غازى خان تكلو از درگاه حضرت شاه عالميان فرار نموده از راه تبريز به بغداد رفت و به اردوى روميّه ملحق گشت ، آن جناب مرد مزوّر مفتّن بود ، چنانچه حكايات لاطايل بىحاصل را در نظر ارباب خرد و كمال در لباس معقول و مربوط جلوه مىداد و به سرانگشت مكر و حيل عقدهاى مشكل را به سهولت مىگشاد . حضرت شاه خلافت‌پناه اين بيت را مناسب حال او آورده : شعر روبهى از كجى و غمّازى * چرخ را داده از حيل بازى چون آن برگشته روزگار با خواندگار ملاقات نمود ، مجددا پيكر تسخير بلاد عجم

--> ( 1 ) . ت : من سام ميرزا را . ( 2 ) . مطالب بين الهلالين ( ) برگرفته از تذكرهء شاه طهماسب صص 5 - 34 . ( 3 ) . ت : نمودن . ( 4 ) . ب ، ت : خونكار .